* به دلیل شیوع ویروس کرونا و رعایت فاصله گذاری اجتماعی از خدمات وکالت غیر حضوری ، مشاوره تلفنی و گفتگوی آنلاین - تصویری ما استفاده نمایید. طلاق از دیدگاه اسلام | دفتر وکالت اميررضا آتش پیکر | وکیل پایه یک دادگستری | گروه حقوقی پرشیا

طلاق از دیدگاه اسلام

نکات مهم طلاق از طرف زن
فوریه 15, 2020
طلاق و انواع آن در ایران
فوریه 18, 2020

مهم ترین علت های طلاق 

می توان علل و عوامل مهم طلاق را اینگونه برشمرد: ضعف ایمان، ناراحتى هاى روحى و روانى، فساد اخلاقى، ناتوانى جنسى، بیکارى، دوستان ناباب، دخالتهاى بى مورد دیگران، ازدواجهاى اجبارى و… اشاره شده است.

ارکان طلاق در اسلام چیست؟

مطلق- طلاق دهنده

مطلقه- طلاق داده شده

صیغه طلاق

اشهاد حضور دو شاهد عادل در مجلس طلاق

به نظر مى رسد با توجه به اینکه اکنون طلاق بدون موافقت دادگاه واقع نمى شود، اگر کسب موافقت دادگاه نیز به عنوان رکن پنجم طلاق به شمار آوریم، چندان بى وجه نیست.

دین اسلام چه شرایطی را برای طلاق معین کرده است؟

شرایط طلاق دهنده: طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.

شرایط مطلقه: طلاق زن در مدت عادت زنانگى یا در حال نفاس صحیح نیست، مگر اینکه زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکى با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد، به طورى که اطلاع از عادت زنانگى بودن زن نتواند حاصل کند.

شرایط اشهاد: طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور حداقل دو نفر مرد عاقل که طلاق را بشنوند واقع گردد.

اقسام طلاق در فقه شیعه بر دو نوع است:

طلاق رجعى، طلاقى است که طى آن، مرد بدون هیچ مانعى بعد از طلاق و قبل از سرآمدن مدت عده، مى تواند بدون عقد، به زن خود رجوع کند.

طلاق بائن، طلاقى است که شوهر بعد از آن حق بازگشت ندارد، خواه زن در عده باشد یا نه. در این طلاق مرد بعد از جدایى، حق رجوع به زن خود را بدون عقد مجدد ندارد.

و طلاق در اسلام بر شش نوع است:

طلاق قبل از آمیزش.

طلاق دخترى که به سن نه سالگى نرسیده است هرچند با وى آمیزش شده باشد.

طلاق خانمى که یائسه شده است. این سه نوع طلاق عده ندارد.

طلاق خلع: خلع نوعى طلاق است که انگیزه آن بیزارى زن از شوهر است و براى آن، زن مال (یا مهریه) را به همسرش مى بخشد. بنابر احوط شرط است که خلع ناشى از کراهت شدید زن باشد به طورى که از گفتار یا کردار زن، بیم خروج وى از اطاعت و ورود در معصیت برود. بنابراین اگر مرد زن را در برابر بخشیدن مهریه، بدون کراهت وى طلاق دهد، خلع صحیح نیست و در برابر آن چیزى به او تعلق نمى گیرد، ولى اگر شرایط طلاق رعایت شود، طلاق صحیح است.

طلاق مبارات: طلاق مبارات طلاقى است که کراهت از دو طرف باشد و براى آن باید زن مال (کابین خود) را به همسرش ببخشد. البته مال بخشیده شده نباید بیشتر از مهریه زن باشد، بلکه احوط این است که کمتر باشد، بخلاف طلاق خلع که بستگى به رضایت دو طرف دارد. در این دو مورد چنانچه زن آنچه را که بخشیده است، بازگرداند، مرد حق بازگشت دارد. بنابراین این طلاق هنگامى صورت مى گیرد که زن و شوهر متقابلا از یکدیگر بیزار شده اند و بر خلاف طلاق خلع که در آن زن براى تحقق طلاق مى تواند همه دارایى اش را ببخشد، فقط مى تواند از مهریه خود و یا به مقدار آن صرف نظر کند. به عبارت دیگر، در این نوع طلاق، بر مرد، دریافت بیش از مقدار مهر جایز نیست.

طلاق سوم که در بین طلاق، دو نوبت شوهر بازگشت کرده باشد؛ یعنى میان طلاق اول و طلاق دوم و سوم ولو با عقد جدید پس از انقضاى عده. چنین زنى چنانچه با دیگرى ازدواج کند و پس از آمیزش، با مرگ شوهر دوم، یا طلاق از وى جدا شود، به شوهر اول حلال مى شود و وى مى تواند آن زن را بعد از پایان عده نکاح از شوهر دومى به عقد خود درآورد.

  حق طلاق از نظر اسلام با کیست؟

بر خلاف ازدواج که ماهیت عقدی (قرار داد طرفینی) دارد، طلاق جنبه ی ایقاعی دارد؛ یعنی انشای آن توسط یک نفر صورت می گیرد. در مساله ی طلاق، اختلاف نظر عمده ای بین فقها دیده نمی شود و همه ی آنان می پذیرند که حق طلاق به عنوان حکم اولی اختصاص به شوهر دارد و زن نمی تواند به طور مستقل ایقاع کند. اما چنین هم نیست که اسلام حق  طلاق را به طور مطلق در اختیار شوهر داده باشد و برای زن هیچ گونه حق انتخابی در نظر نگرفته باشد.

علت اعطای حق طلاق به مردان در اسلام :

اسلام اعطای حق طلاق به مردان را با رویکرد حمایتی به زنان تلفیق کرده است و در جهت اینکه ثبات ازدواج را تا حد ممکن تضمین کند از میان دو احتمال موجود یعنی برخورداری شوهر از حق طلاق و حمایت از زن در برابر بی عدالتی و یا برخورداری زن از حق طلاق و حمایت از شوهر در برابر بی عدالتی احتمالی نخست را ترجیح داده است.

و می توان گفت مجموعه ای از تفاوت های طبیعی و اجتماعی زن و مرد در این امر دخالت داشته است هر چند نتوان هیچ یک از این تفاوت ها را به تنهایی علت مستقل یا شرط کافی تلقی کرد.

درباره ی تفاوت های طبیعی می توان به مواردی همچون شدید تربودن احساس نیاز جنسی مرد به زن در مقایسه با احساس نیاز جنسی زن به مرد، غلبه روحیه سلطه جویی یا شکار گری در مردان و روحیه انقیاد و تسلیم در زنان و به طور کلی تفاوت زن و مرد در نوع احساساتی که نسبت به یکدیگر دارند اشاره کرد.

دراین زمینه شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام می فرماید: طبیعت علایق زوجین را به این صورت قرار داده است که زن را پاسخ دهنده به مرد قرار داده است. علاقه و محبت اصیل و پایدار زن ، همان است که به صورت عکس العمل به علاقه و احترام یک مرد نسبت به او به وجود می آید : از این رو علاقه زن به مرد معلول علاقه ی مرد به زن و وابسته به او است.

طبیعت کلید محبت طرفین را در اختیار مرد قرار داده است؛ مرد است که اگر زن را دوست بدارد و نسبت به او وفادار بماند، زن نیز او را دوست می دارد و نسبت به او وفادار می ماند…. طبیعت کلید فسخ طبیعی ازدواج را به دست مرد داده است؛ یعنی این مرد است که با بی علاقگی و بی وفایی خود نسبت به زن او را نیز سرد و بی علاقه می کند…

همچنین غلبه عقلانیت و عاقبت اندیشی در مردان و غلبه عواطف و احساسات در زنان و تمایز نقش های اقتصادی در مردان به عنوان دلایل احتمالی اختصاص حق طلاق به مردان مطرح است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *